از وقتي تيم "حاميان حيوانات سايه " را تشكيل داديم و كار شروع شد به شدت درگيرم...
تو اين مدت حيوانات خيلي خيلي زيادي نجات داده شدند و درمان شدند و الان خوشحال و سرحال در آرامش زندگي ميكنن.ولي واقعا كار سختيه.
اين عكس تعدادي از فرشته هايي كه اين مدت درمان شدن...

با اينكه نميرسم بيام اينجا و به دوستان خوبم سر بزنم اما تمام كارهايي كه تا امروز تونستم براي حيوانات انجام بدم را مديون اينجا هستم.
اين وبلاگ مهربون ساده كه باعث آشنايي من شد با آدمهايي از جنس خودم.
باعث شد كساني رو پيدا كنم و همه به هم كمك كنيم و اونچه كه هميشه آرزو بوده برام ، امروز تا حدي عملي بشه.البته خيلي سخته خيلي.
الان اوضاع نسبت به اون روزهايي كه هر چند وقت يكبار خودم حيوان بيماري پيدا مي كردم و درمان مي كردم به مراتب سخت تره.زمان و انرژي كه از من گرفته ميشه خيلي خيلي بيشتره و اصلا قابل مقايسه با اون زمان نيست اما كاري كه داره انجام ميشه هم كار بزرگتريه.خيلي خيلي بزرگتر...
مرسي از وبلاگ خوب دوست داشتني ام كه باعث شد بهترين دوستان زندگي ام را پيدا كنم.
مرسي از وبلاگ كوچك مهربونم كه باعث شد روياهاي پس ذهنم رنگ واقعيت به خودشون بگيرن.
مرسي از وبلاگم كه باعث شد يكي از علاقه مندي هاي زندگي ام تبديل به بزرگترين هدفم شود.
يك چيز جالب اينكه تو اين مدت كه به واسطه اين كار با آدمهاي خيلي زيادي سر و كار داشتيم چندين نفر وقتي اسمم رو متوجه شدن با تعجب گفتن پگاه! همون مامان ژوكس و پم پم !!!
بله ! گويا بچه هاي بنده بسيار بسيار معروف تر از اونچه كه فكر مي كنم تشريف دارن و البته همچنان در جنگ به سر مي برند.
*** من هستم همين دور و برها و بيشتر بيشتر بيشتر وقتم اينجا
www.facebook.com/sayeh.ag
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:7 توسط پگاه
عروس خانم ۶ ماه پیش برای دومین بار سه تا بچه به دنیا آورد که متاسفانه دو تا از اونها همون روزهای اول از بین رفتن و تنها یکی شون باقی موند به نام گلپر!
گلپر تو پارکینگ در کنار مادرش زندگی می کرد تا یک ماه پیش که عروس شروع کرد به زدن گلپر و بیرون کردنش از قلمرو!!!!( این هم از مادر فداکار!!!
)
گلپر کوچولو جایی را نداشت بره و هر چه عروس بیرونش میکرد باز بر میگشت.تا اینکه یک دفعه گلپر ناپدید شد.حدود ده روز هیچ خبری ازش نبود و دیگه از پیدا کردنش نا امید شده بودیم که چند روز پیش در وضعیت بسیار بدی پیدایش کردیم.گرسنه و بیمار و رنجور.بینی اش کاملا گرفته بود و به سختی نفس می کشید و دائم عطسه و سرفه می کرد.
بعد از مراجعه به دامپزشکی و انجام معاینه به عفونت ریه مشکوک شدند که با انجام رادیولوژی مشخص شد خوشبختانه ریه سالم است اما کلیه ها کوچکتر از حد طبیعی هستند.با انجام آزمایش خون مشخص شد که گلپر عفونت بالایی دارد.آنتی بیوتیک و داروهای لازم تجویز شد و گلپر تحت درمان قرار گرفت.
یک هفته ای که گلپر خونه مون بود شاید شبی دو ساعت هم نمی خوابیدم نه به خاطر گلپر ، اون طفلی که کاری نداشت و دختر خیلی خوبی بود.بلکه به خاطر پم پم خانوم که یکسره و به طور بی وقفه میو میو میکرد.منم از ترس همسایه ها مجبور بودم بیدار بمونم و نازش کنم و ... تا خانوم چند دقیقه ای سکوت اختیار کنند!![]()
حال عمومی گلپر که بهتر شد و تزریق آنتی بیوتیکش تموم شد یکی از دوستان عزیزم سارا که از خوانندگان قدیمی اینجا هستن لطف کردن و ادامه ! مراقبت از گلپر را بعهده گرفتن.(سارا جون از لطفت به من و پم پم بینهایت سپاسگزارم) اگر ادامه پیدا میکرد احتمالا از شدت بی خوابی دار فانی را وداع می گفتم !!!![]()
البته این گلپر خانوم ما خیلی خیلی خوش شانس بوده ، درسته که مامان اصلیش بیرونش کرد در عوض به سرعت یک مامان خیلی خیلی مهربون پیدا کرد.لاله عزیزم که ایشون هم از خوانندگان قدیمی اینجا و از دوستان خوب من هستن سرپرستی گلپر را از بهمن ماه بعهده میگیرن.(لاله جون یک دنیا ممنون از محبت و لطفت به گلپر)
خلاصه در کنار لیست بلند بالای مهمون کوچولوهای مرکز و درگیری سر درمان هر کدومشون که داستان هر کدوم را می تونید تو پیج ما
حامیان حیوانات سایه به آدرس
www.facebook.com/sayeh.ag
بخوانید ، گلپر هم مهمون ناخونده ای بود که بنا به شرایط سر از اینجا در آورد تا پم پم فکر نکنه که دیگه روزهای مهمون داری تموم شده![]()
گلپر هنوز کاملا درمان نشده و سارای عزیزم زحمت زیادی برای درمانش میکشه.برای گلپر دعا کنید تا هر چه زودتر سلامتش را بدست بیاره و در کنار مامان لاله و دو تا برادر پیشی های جدیدش روزهای خوشی را سپری کنه.
باز هم از همه دوستانی که اینجا از طریق کامنت عمومی و خصوصی جویای احوالم هستند واقعا ممنونم و شرمنده که واقعا زمان ندارم لطفشون را جبران کنم.حیوانات زیادی چشم به راه کمکمون هستن و واقعا همه زمانم بعد از تایم کاری صرف اونها میشه.باز هم مرسی که به یادم هستین.امیدوارم کارها سبک تر بشه تا مثل قدیما بتونم بیشتر اینجا باشم.![]()
بعد از عکس گذاشتن نوشت!!!: پیر شدم تا یک عکس گذاشتم اینجا.نمیدونم من چند وقته نیومدم مشقات کار !!! یادم رفته یا جدیدا اینجوری شده.
[ گلپر ]
+ نوشته شده در ساعت 18:39 توسط پگاه
پسر بسیار مهربون و مودب و خرخری و یک سره تو بغل انگار نه انگار که این بچه تو خیابون زندگی میکرده!!!

فردای اونروز دنی را بردیم دامپزشکی و پس از انجام رادیولوژی مشخص شد پای
چپ دنی از ناحیه زانو کاملا آسیب دیده و جدا شده و تنها توسط عضلات ، ناحیه
بالا و پایین زانو به هم متصل است .رباط صلیبی زانو کاملا پاره شده و ...
تنها کاری که میشد برای دنی انجام داد جراحی و فیکس کردن زانو توسط پلاک بود و این جراحی بسیار سخت و پر دردسر ، به مراقبت بعد از عمل خاص به مدت
دو هفته و همچنین نگهداری در دوران نقاهت به مدت دو ماه نیاز دارد.
چون دنی راه دیگه ای نداشت ناچاریم شدیم این جراحی را انجام بدیم.

روز شنبه دنی نازنین جراحی شد.جراحی بسیار سخت و طولانی بود.3 ساعت طول کشید وبعد از اون هم شب بسیار سختی را با دنی گذروندیم چراکه به علت زمان طولانی جراحی داروی بیهوشی زیادی گرفته بود و خیلی سخت بهوش آمد.روز بعد هم مجددا دنی توسط جراح چک شد و خدا رو شکر گفتن وضعیت پای دنی مطلوبه.البته به علت سختی زیاد جراحی و اینکه الان توی پاش تعداد زیادی پیچ و پلاک و پین و ... داره درد خیلی زیادی داره که با تزریق ضد درد کمکش می کنیم تا بتونه این روزهای سخت را تحمل کنه.مراقبت بعد از عمل این جراحی بسیار مهمه.دو هفته باید کاملا در فضای محدود نگهداری بشه (قفس) که حرکت نکنه.بعد از اون نیاز به کسی هست که به مدت دو ماه دنی را در اتاق یا فضایی که وسیله ای داخلش نباشه تا بپره نگهداری کنه. توی اون دو ماه میتونه راه بره ولی به هیچ عنوان نباید بپره.بعد از این مدت اگر همه چیز خوب پیش بره بعد از گذشت 6 ماه از جراحی پیچ و پلاک و ... را از پای دنی خارج می کنند و دنی مهربون میتونه دوباره لذت دویدن و پریدن با پای سالم را تجربه کنه.
و اما بشنوید از حاشیه ورود دنی به خونه!!!
جناب ژوکس به مدت سه روز دستشویی نفرمودن و در یک گوشه خاص از بالای کابینت سه روز را سپری نموده و بعد از اون هم بیشتر اوقات در طبقه بالای کمد دیواری به سر برده و به شدت افسرده می باشند!!!!
پم پم خانوم به شدت حسادت نموده! و از هر فرصتی برای فخ کردن به دنی استفاده کرده و البته شب تا صبح ما را مهمون شنیدن آواز میو میو بصورت یکسره و بدون وقفه می نمایند!!!
*****می بینم که خیلی ها از بازگشت غرورآفرین جناب ژوکس به خانه بی خبر بوده اند!!:)))))))))))
برای دنی دعا کنید تا بعد از این همه سختی که کشیده پاش خوب بشه و بتونه با پای سالم زندگی کنه.
[ دنی ]
+ نوشته شده در ساعت 10:3 توسط پگاه





